نیروی کلمات – قدرت کلمات در زندگی
  • » مقالات » نیروی کلمات – قدرت کلمات در زندگی
  • امتیاز 5.00

    نیروی کلمات – قدرت کلمات در زندگی

    Power of words

    نیروی کلمات دگرگون کننده و قدرت کلمات در زندگی

    آیا تاکنون عمیقاً تحت تأثیر سخنان یا سخنرانی کسی قرار گرفته اید؟ 

    آیا تاکنون کلمات بزرگانی چون شکسپیر، ناپلئون هیل، رابرت کیوساکی، برایان تریسی، جوئل اوستین، کاترین پاندر، جک کانفیلد، جی کی رولینگ، وین دایر و … را به خاطر می آورید؟ این اشخاص با کلام نافذ خود نه فقط من و شما، بلکه افراد زیادی را در سرتاسر دنیا تحت تأثیر خود قرار داده اند و باعث شده اند زندگی آن ها تکان اساسی بخورد.

    اما آیا هرگز به این فکر افتاده اید که کلماتی که به طور عادتی از آن ها استفاده می کنید دارای چه قدرت ( نیروی کلمات ) جادویی برای ایجاد روحیه مثبت و یا ایجاد غم و افسردگی هستند؟

    کلمات مانند دانه ها هستند، وقتی که کلمه ای از دهان شما خارج می شود در واقع شما دارید به آن جان می بخشید. اگر مدام آن را تکرار کنید در نهایت به واقعیت زندگی شما تبدیل می شود. با این کار شما دارید آینده خود را پیشگویی می کنید. 

    آیا کلماتی که به کار می برید سازنده اند یا نابودکننده؟ آیا در شما امید ایجاد می کنند یا نومیدی؟ برای اینکه تأثیر شگفت انگیز کلمات را در تغییر روحیه دریابید، این بار که خواستید به بیان احساسات خود بپردازند، آگاهانه در انتخاب کلمات و این قدرت یعنی قدرت کلمات در زندگی و کلمات دگرگون کننده، دقت کنید.

    خیلی خوبه که این جملات را با خودمان تکرار کنیم و قدرت کلمات آن ها را دریایبم:

    • من در آرامش هستم …
    • من قوی هستم…
    • من رؤیاهایم را به حقیقت تبدیل می کنم…
    • من قرض هایم را پرداخت می کنم…

    این جملات نه تنها بسیار مثبت و نیروی کلمات آن تأثیرگذار هستند، بلکه شما با گفتن آن ها دارید پیروزی خود را برای خود پیش بینی می کنید، دارید موفقیت را برای خود پیش بینی می کنید، دارید مرحله جدیدی از زندگی را برای خود پیش بینی می کنید.

    زندگی شما در راستای کلماتی ( قدرت کلماتی ) که به زبان می آورید پیش می رود، اما بسیاری از مردم دقیقاً برخلاف این موضوع را پیش بینی می کنند.

    مثلاً می گویند:

    • همیشه بدشانسی می آورم…
    • هرگز نمی توانم به وزن ایده آلم برسم…
    • اوضاع اقتصادی خراب می باشد، احتمالاً حالم بد می شود…
    • هوا دارد سرد می شود و باز من سرما می خورم…

    آن ها متوجه نیستند که دارند شکست را برای خود پیش بینی می کنند، آن ها دارند با این جملات منفی، اتفاقات ناگوار، زندگی متوسط و همراه با کمبودی را برای خود پیش بینی می کنند.

    ” ما میوه ی سخنان خود را می خوریم” . اگر به قدرت کلمات و نیروی کلمات دگرگون کننده واقف باشیم.

    وقتی در حال حرف زدن هستید، در واقع دارید بذری می کارید و گاهی اوقات آن میوه را می خورید. اگر شما سیب می خواهید باید دانه سیب بکارید، اگر پرتقال می خواهید نمی توانید دانه کاکتوس، پیچک یا قارچ بکارید. شما همان میوه ای را برداشت می کنید که قبلاً دانه اش را کاشته اید.

    به عبارتی دیگر:

    • شما نمی توانید حرف های منفی بزنید و انتظار زندگی مثبتی را داشته باشید.
    • شما نمی توانید در مورد شکست صحبت کنید و انتظار موفق شدن داشته باشید.
    • شما نمی توانید در مورد کمبود و ضعیف بودن اوضاع مالی صحبت کنید و انتظار فراوانی داشته باشید.

    اگر حرف های بی ارزشی بزنید، زندگی ضعیفی خواهید داشت. اگر چیزی که قبلاً کاشته اید را دوست ندارید، پس به کاشتن آنچه که دوست دارید بپردازید.

    شما به کاشتن بذرهای مناسب ( گفتن حرف های مثبت ) ادامه دهید و خواهید دید که در نهایت میوه ی همان بذر را می خورید… سلامتی، به کمال رسیدن، موفقیت.

    برخی می گویند ” من هیچ وقت نجات پیدا نمی کنم، هیچ وقت پیشرفت نمی کنم ” و همین نتایج هم در نهایت نصیب آن ها می شود. در عوض باید بگویند: من خوشبختی و موفقیت را باور دارم و در مدار فراوانی نعمت قرار گرفته ام، شما باید قدرت کلمات نهفته در این جملات را باور کنید.

    • از همین الآن بذرهای فراوانی و افزایش نعمت را بکارید.
    • من دیگر نمی گویم: رؤیاهای من هیچوقت به حقیقت نمی پیوندند، چون می دانم که لطف خداوند همیشه شامل حال من است.
    • می دانم که افراد مناسب همیشه در سر راه زندگی من قرار می گیرند…
    • می دانم که فرصت ها و اتفاقات خوب جدید وارد زندگی من می شوند…

    اگر به اینگونه صحبت کردن ادامه دهید اتفاقات و فرصت های خوب را وارد زندگی خود می کنید.

    هر وقت که بگوئید هیچگاه اتفاق خوبی در زندگی من نمی افتد، انگار دارید شکست و بدبختی را به زندگی خود دعوت می کنید…

    از نفرین کردن آینده تان دست بکشید. گاهی اوقات نیازی نیست که دشمن ما را شکست دهد، ما خودمان باعث شکست خود می شویم.

    به کلامی ( قدرت کلام ) که می گویید توجه کنید… آیا دارید موفقیت را به زندگی تان دعوت می کنید یا شکست و بدبختی را ؟

    در دبیرستان که بودم یک همکلاسی داشتم که خیلی منفی بود.

    هر وقت از او می پرسیدم اوضاع و احوالت چطور است؟

    می دانستم الآن چه جوابی به من می دهد.

    جواب می داد خیلی خوب نیست، سنم دارد بالا می رود، هر روز چاق تر و کچل تر می شوم.

    شاید هزاران بار این جواب را از او شنیده باشم، می دانم که او داشت به نوعی شوخی می کرد اما من شوخی نمی کنم.

    او یکی از ستارگان تیم فوتبال بود که دارای اندام ورزشی مناسب و موهای فرفری بود.

    حدود ۱۵ سال بعد، او را به صورت اتفاقی در بازار دیدم. وقتی او را دیدم او را نشناختم، تقریباً از کنارش رد شده بودم…

    او آینده اش را پیش بینی کرده بود.

    او همانطور که قبلاً گفته بود پیر و چاق و کچل شده بود.

    دوستان لطفاً منفی در مورد شکست های زندگی تان صحبت نکنید.

    نگرش شما باید اینگونه باشد:

    من دارم جوان تر می شوم و خداوند فرشته هایش را روی شانه های من قرار داده است، من هر روز قوی تر و سالم تر و زیباتر می شوم، دیگر ریزش مو ندارم!

    ذهن من درست کار می کند و ایمان قوی و درستی در زندگی دارم.

    با کلام خود آینده تان را نفرین نکنید، بلکه با کلام خود و قدرت کلام خود آرامش را به زندگی تان دعوت کنید و اتفاقات خوب را پیش بینی کنید.

    دست از نفرین کردن زندگی تان بردارید و آرامش را به زندگی خود دعوت کنید.

    همیشه به خودتان بگوئید:

    سالم، قوی، با استعداد، زیبا، جوان!

    هر روز صبح قبل از اینکه خانه را ترک کنید جلوی آینه بروید و به خود بگویید صبح بخیر، امروز خیلی خوب و زیبا هستی.

    کلام تان می تواند شما را به دام بیندازد، هر چه می گویید می تواند باعث لغزش شما شود. کلام تان می تواند توانمندی های شما را کاهش دهد. افکار منفی ممکن است مدام سراغ ما بیایند. پس وقتی افکارتان را به زبان می آورید باعث رخ دادن آن ها در زندگی تان می شوید. اگر از نیروی کلمات خود که به زبان می آورید به درستی استفاده نکنید در کارهای پیش روی خود شکست خواهید خورد.

    افکار منفی در هر حال به سراغ ما می آیند، کلید غلبه بر آن ها این است که آن ها را به زبان نیاوریم.

    به زبان آوردن افکارمان باعث می شود که در زندگی مان اتفاق بیفتند، این عمل قدرت کلمات در زندگی را نشان می دهد.

    • وقتی می گوئید من هیچ وقت اندام مناسب یا متناسبی نخواهم داشت در واقع خودتان دارید کار را برای خود سخت می کنید.
    • وقتی می گویید لطف خدا شامل من نمی شود، دارید خود را از نعماتی که خداوند برای شما در نظر گرفته بود دور می کنید.
    • وقتی می گویید که من با استعداد نیستم و شخصیت کاریزماتیک ندارم در وقع دارید برای خودتان محدودیت قائل می شود و این یعنی داشتن یک زندگی متوسط … این کار شما باعث می شود از قدرت کلمات در زندگی به خوبی استفاده نکنید.

    شما ممکن است قبلاً این اشتباه را کرده و با کلام تان به زیان خود حرف زده باشید اما ما معتقدیم که امروز یک روز جدید است.

    ما باور داریم که شما از این دام نجات پیدا خواهید کرد، تمام زنجیرها برای شما آزاد می شوند، تمام گره های محکم برای شما باز می شوند. شما فقط باید این کار را انجام دهید:

    • فقط در مورد موفقیت در زندگی تان صحبت کنید.
    • در مورد فراوانی ها صحبت کنید.
    • به خودتان جرأت بدهید و در مورد الطاف خداوند صحبت کنید.
    • شجاعانه در مورد رؤیاهایتان صحبت کنید.
    • در مورد مسائلی که به آن ها اعتقاد دارید، حرف بزنید و قدرت کلمات در زندگی را بیشتر از گذشته در وجود خود حس کنید. 

    از کلام خود برای توصیف شرایطی که در آن قرار دارید استفاده نکنید بلکه از آن برای تغییر این شرایط استفاده کنید.

    افکار شما تا آن ها را به زبان نیاورید تبدیل به واقعیت زندگی شما نمی شوند.

    اینکه فکر می کنید که کاری غیرممکن است اشکال ندارد، ولی همین که به دیگران این موضوع را ” بیان می کنید ” در واقع به آن فکر، جان می دهید.

    اینکه مدام بخواهید در مورد مشکلات تان صحبت کنید نه تنها باعث می شود که ناامید شوید، بلکه با بیان کردن به آن ها جان می بخشید و باعث می شوید آن مشکل بزرگ تر شود.

    جور دیگری رفتار کنید، به هیچ عنوان در مورد مشکلات تان صحبت نکنید، بلکه در مورد وعده هایی که خداوند به شما داده صحبت کنید.

    • به جای اینکه بگویی چقدر مشکلات بزرگی دارم، بگو من خدای بزرگی دارم. خدای من جهان را به وجود آرود و هیچ چیزی برای او مشکل نیست.
    • به جای اینکه بگویی من هیچ پیشرفتی نداشته ام، بگو خداوند باز هم یک مشکل دیگر را برای من حل می کند.
    • حالا من می دانم که : وقتی خداوند دری را به روی من باز نمی کند یعنی چیز بهتری برای من مدنظر دارد.
    • او به قدم های من جهت می دهد و من در مورد آینده ام بسیار هیجان زده هستم.

    به جای اینکه بگویید ( با قدرت کلمات خود ) من هرگز فرد مناسب خود را پیدا نمی کنم، من خیلی پیر شده ام، خیلی دیر شده است، بگویید که من می دانم که قرار است اتفاقات خوبی برای من بیفتد و آدم های درست در زمان درست و در مکان درست سر راه من قرار می گیرند.

    در زندگی همیشه دو صدا وجود دارد که هر کدام سعی می کنند توجه شما را به سوی خود جلب کنند:

    ۱- صدای ایمان

    ۲- صدای شکست

    ممکن است صدایی مثل صدایی که من شنیدم، بشنوید که می گوید این مشکل خیلی بزرگ است و حل آن غیرممکن است، باید بپذیری…

    در نتیجه شما وسوسه می شوید که نگران شوید، فکرهای منفی کنید، شکایت کنید، در اینجا شما از نیروی کلمات به صورت منفی استفاده می کنید. ولی ناراحت نباشید و اگر با دقت گوش کنید صدای دیگری را هم می شنوید:

    که دارد می گوید خداوند راه حلی برای من دارد، الطاف خدا در راه است، بهبودی و رهایی در راه است.

    یک صدا دارد می گوید که فرصت شما به پایان رسیده است، بیشتر از این نمی توانید پیشرفت کنید، توانایی لازم برای انجام این کار را ندارید…

    صدای دیگری می گوید که شما بسیار توانمند هستید، قادرید هر کاری را با کمک خدا انجام دهید، بهترین روزهای شما در آینده انتظارتان را می کشند.

    زیبایی این نکته اینجاست که:

    شما به اختیار خود می توانید انتخاب کنید که کدام صدا را وارد زندگی خود کنید و بستگی به این دارد که چه افکاری را بر زبان می آورید.

    وقتی آن افکار را به صورت شفاهی بیان می کنید در واقع این حق را به آن ها می دهید که در زندگی شما رخ بدهند.

    پس اگر مرتب بگویید مشکل من خیلی بزرگ است و حالم هیچوقت خوب نمی شود، صدای اشتباه را وارد زندگی خود کرده اید.

    شما باید صدای خدای خود را وارد زندگی تان کنید، صدای دیگر ممکن است بلندتر به نظر برسد اما شما می توانید آن را نادیده بگیرید و با انتخاب صدای ایمان، تمام قدرت اش را نابود کنید.

    ممکن است در یک مصاحبه شغلی حاضر شوید. یک صدا به شما می گوید که موفق نخواهید شد، دارید وقت تان را تلف می کنید، این افراد شما را قبول نمی کنند و صدای دیگری در درون تان به شما می گوید لطف خداوند شامل شما می شود، مورد رحمت خداوند قرار می گیرید، اعتماد به نفس لازم را دارید و لایق بهترین ها هستید.

    اما اگر صبح بیدار شوید و به همسر خود بگویید که فکر نمی کنم بتوانم این شغل را به دست بیاورم، فکر نمی کنم آن ها به من علاقه ای داشته باشند و من لایق این شغل نیستم… دیگر فایده ای ندارد بروید، چون در همین لحظه در دام سخنان خود گرفتار شده اید.

    شما باید مصمم باشید و بگویید که:

    من با دستان خودم شکست را وارد زندگی ام نمی کنم، دیگر در مورد کمبودها صحبت نمی کنم، در مورد بیماری ها و زندگی سطح متوسط صحبت نمی کنم، در مورد کافی نبودن صحبت نمی کنم.

    بلکه می خواهم صدای ایمان و باور خود را انتخاب کنم، صدایی که می گوید:

    من قوی هستم، سلامت هستم، لطف خدا شامل حال من می شود، برکت خدا وارد زندگی ام می شود…

    و ” من برنده هستم نه بازنده “

    در اینجا صدای نیروی کلمات برای شما مثبت است و می توانید قدرت کلمات در زندگی را به صورت ناب ترین شکل ممکن ملاقات کنید. 

    شما می توانید با قدرت کلمات و نیروی کلمات خود، سرنوشت خود را تغییر دهید.

    کلام منفی مانع از این می شود که شما بتوانید به شخصی که برای آن خلق شده اید، تبدیل شوید.

    داخل این تله گرفتار نشوید و به سرعت بر آن غلبه کنید. ( قدرت کلمات در زندگی به صورت منفی است ) راه حل چیست؟

    دیگر در مورد اینکه قرار نیست چیزی که می خواهید برایتان رخ دهد، صحبت نکنید.

    شما می توانید با ایمان دعا کنید، از خدای خود بخواهید که شرایط را به نفع شما تغییر دهد و غیرممکن را برای شما ممکن سازد.

    اما اگر شما مرتب راه بروید و در مورد اینکه هیچوقت اوضاع درست نمی شود، صحبت کنید، در مورد اینکه فرزندتان هیچوقت درست رفتار نمی کند، صحبت کنید . این کلام منفی و نیروی کلمات آن، اثر دعاهای شما را از بین خواهد برد.

    من اسیر یک بحران مالی شده ام، دعا کردم و از خدا خواستم تا به من کمک کند، اما نمی دانم چطور قرار است از این بحران بیرون بیایم.

    بس کنید این حرف ها را ..

    خدایا تو در گذشته یک بار این کار را برای من انجام داده ای، می دانم که یک بار دیگر در آینده نیز این کار را برایم انجام می دهی!

    اجازه نده کلامت تو را در دام خود بیاندازد، کلمات منفی، نتایج منفی را به وجود می آورند.

    اما وقتی که شما در مورد ایمان، آمرزش و پیروزی حرف می زنید، باعث می شوید خدا برای شما غیرممکن را ممکن سازد.

    شما می توانید کلمات زیر را برای رویارویی با مشکلات به زبان آورید:

    به سرطان بگویید که سرطان، تو هیچ ارتباطی به من نداری، پس من تو را شکست می دهم.

    شاید سال های زیادی اعتیاد گریبانگیر خانواده من باشد، اما امروز روز جدیدی است.

    این اعتیاد با من تمام می شود، من این تغییر را ایجاد می کنم و من آزاد هستم.

    شاید فزرند من هم مدت هاست که به آن مبتلا شده باشد، اما این موقتی است. من و خانواده ام به خداوند خدمت خواهیم کرد.

    در تمام زندگی تان پیروزی را برای خود پیش بینی کنید.

    یک قانونی وجود دارد که می گوید:

    به جای اینکه در مورد کوه صحبت کنید، با خود کوه صحبت کنید.

    به آن نگاه کنید و بگویید تو نمی توانی من را شکست دهی، تو شکست می خوری، من به درون تو نفوذ خواهم کرد و از تو عبور می کنم.

    هر کوهی که در زندگی با آن مواجه می شوید، اصلاً مهم نیست که آن ها چقدر بزرگ به نظر می رسند.

    نترس، وحشت نکن، با ایمان و محکم بلند شو و به آن مانع بگو که:

    من تو را شکست می دهم.

    به آن بیماری بگو :

    تو موقتی هستی.

    به تنهایی، اعتیاد یا مشکل قانونی، به همه بگو :

    ای کوه بزرگ تو کیستی که در مقابل من ایستاده ای، به عبارتی دیگر تو نمی دانی من کی هستم؟ موقعی که خداوند من را آفرید و جان بخشید، من را بیشتر از یک برنده خواند. ( با قدرت کلمات خود را نیز شگفت زده کنید )

    این یعنی تو نمی توانی من را شکست دهی، نمی توانی من را به عقب برگردانی، تو محکوم به شکست هستی… من بر این بیماری غلبه خواهم کردو از این اعتیاد نجات پیدا خواهم کرد. من تمامی قرض هایم را پرداخت می کنم، من امنیت خانوداه ام را تأمین می کنم و به تمام رؤیاهایم دست پیدا می کنم.

    چیزی که دارم می گوییم در واقع پیش بینی پیروزی است، پیش بینی رهایی از مشکلات است، پیش بینی چیزی است که به آن باور دارید.

    دفترچه یادداشت خود را بردارید و تمام پیش بینی هایتان را در آن بنویسید و تمام مسائلی که مرده به نظر می رسند را یاداشت کنید و چیزهای خوبی را برای آن پیش بینی کنید و بگویید من به درون آن نفوذ می کنم، من قرض می دهم اما قرض نمی گیرم و جریانی از خوشبختی را وارد زندگی ام می کنم.

    شما باید اهداف خود را یادداشت کنید، هر چیزی که دوست دارید در زندگی تان اتفاق بیفتد را بنویسید.

    هر قسمتی که در آن ضعف دارید و نیاز به پیشرفت دارید را یادداشت کنید.

    طوری بنویسید که انگار همین الآن برای شما اتفاق افتاده است و سپس هر روز بارها  این حکم را برای خودتان تکرار کنید.

    چندین بار این حکم را با صدای بلند بخوانید.

    فقط کافی نیست که در مورد آن هدف و باور به نیروی کلمات و قدرت کلمات موازی با آن فکر کنید، اگر می خواهید در زندگی تان اتفاق بیفتد باید بیانش کنید، شما باید آینده تان را پیش بینی و خود، آن را بسازید.

    شما می توانید حکم خود را یادداشت کنید، اما اجازه دهید چیزهای ضروری که باید در حکم تان باشد را به شما بگوییم:

    • من قوی هستم.
    • من پشتکار دارم.
    • رسیدن به هدف برای من جالب و هیجان انگیز و آسان می شود.
    • من سالم هستم.
    • من خوش اندام هستم.
    • به همان روشی که می دانم درست است، رفتار می کنم.
    • من پر از انرژی هستم.
    • من پر از شور و نشاط هستم.
    • من با استعداد هستم.
    • من در امنیت کامل هستم.
    • من ارزشمند هستم.
    • من مصمم هستم.
    • با اعتماد به نفس هستم.
    • از شخصیت خوبی برخوردارم.
    • مردم من را دوست دارند.
    • از بودن با من لذت می برند.
    • من خوشحال هستم و از زندگی ام لذت می برم.
    • من عالی هستم.
    • من پر از کمال هستم.
    • من موفق و خوشبخت هستم.
    • آینده من بسیار روشن است.
    • فرزندان من بسیار توانا هستند.
    • میراث من برای نسل آینده به جا خواهد ماند.
    • من در هر مرحله ای از زندگی ام هدفمند پیش خواهم رفت.
    • من مورد رحمت خداوند قرار دارم.
    • من پیروز هستم.
    • من موفق هستم.

    اگر مدام این جملات را تکرار کنید، و به قدرت کلمات دورن آن ها پی ببرید، به آن ها اجازه می دهید تا وارد زندگی شما شوند.

    آن ها نه تنها ظاهر زندگی شما را عوض می کنند بلکه شخصیت شما را نیز تغییر می دهند. کلام شما تبدیل به واقعیت زندگی شما می شود. شما با کلام خود آینده خود را می سازید.

    در طی زمان، این سخنان تبدیل به بخشی از دایره لغات روزانه شما می شود. دیگر برایت سخت نیست که بخواهی بگویی من در آرامش قرار دارم، من سالم هستم، لطف خداوند شامل حال من شده است.

    به جای اینکه با کلام خود زندگی را برای خود سخت کنید، سعی کنید از آن برای رشد و پیشرفت خود استفاده کنید.

    ” درست مثل یک سکان کوچک که یک کشتی بزرگ را هدایت می کند، به همین صورت زبان ما مسیر زندگی ما را مشخص می کند.”

    آیا شما در مسیر درستی حرکت می کنید؟

    آیا شما فراوانی، برکت و پیشرفت های جدید را می بینید؟

    اگر نمی بینید باید از این به بعد به کلام تان بیشتر دقت کنید.

    وقتی که کلام تان در مسیر درست قرار گیرد، زندگی تان نیز به مسیر درستی هدایت می شود.

    بیایید با هم تصمیم بگیریم که دیگر در مورد کمبود، شکست، نمی توانم، زندگی سطح متوسط و تردید صحبت نکنیم.

    دیگر آینده تان را نفرین نکنید، بلکه آن را مورد رحمت قرار دهید.

    اگر موفقیت و پیروزی را برای خود پیش بینی کنید، اگر رحمت و لطف خدا را برای خود پیش بینی کنید ما باور داریم و اعلام می کنیم که :

    • در اوج قرار خواهید گرفت.
    • بر هر مانعی می توانید غلبه کنید.
    • و تبدیل به همان کسی می شوید که خدا شما را بدان منظور خلق کرده است.

    ” اگر شما بدانی چه می خواهی، می توانی به آن برسی.”

    شاید برای بعضی از ما هنوز هم وقتی که می شنویم ” مؤثر است ” سخت شگفت زده می شویم. بنویس تا اتفاق بیفتد همان احساس شگفتی را حفظ می کند و ریشه در همان حقیقت حالا علمی دارد – اینکه تعیین هدف، تمرکز روی نتیجه ی کار و داشتن تصویری روشن از آنچه در زندگی به دنبالش هستید می تواند باعث تحقق رؤیاهای شما شود.

    The force of changing words

    عنصر کلیدی و مهم دیگری نیز وجود دارد که باید به آن توجه کرد، این است که هدف خود را بنویسید. با نوشتن هدف نخستین گام برای شروع را برداشته اید. در ادامه برداشت دیگری از قدرت کلمات دگرگون کننده ( چگونگی سخن گفتن با دیگران یا طرز سخن گفتن ) و نیروی کلماتی که می تواند زندگی ما را دگرگون کند را بازگو خواهیم کرد.

    برداشت و احساس ما نسبت به هر چیز، بسته به معنایی است که به آن چیز می دهیم. این نیروی کلمات دگرگون کننده و قدرت کلمات در زندگی را نشان می دهد. کلماتی که آگاهانه یا ناآگاهانه برای بیان یک وضعیت انتخاب می کنیم، بلافاصله معنای آن را در نظرمان دگرگون می کنند و در نتیجه احساسمان را تغییر می دهند. اگر ضمن تعریف واقعه ای آن را ( فاجعه ) بنامید و یا آن را ( کمی مأیوس کننده ) بخوانید احساستان در برابر آن فرق نمی کند؟

    اگر مسئله ای را مشکل بزرگ و یا ( اشکال جزئی ) قلمداد کنید، آیا شدت احساستان نسبت به آن یکسان است؟ اگر موضوعی را که به آن ایمان دارید با من در میان گذارید و من بگویم اشتباه است چه؟ اگر بگویم افکارتان به کلی غلط است چه؟ بدتر از آن اگر بگویم ( دورغ می گوئید چه؟ ) آیا این طرز سخن گفتن روابط ما را تیره نمی کند؟

    سال ها پیش، کشفی کردم که برای همیشه بر زندگی من اثر گذاشت. در یک جلسه اداری، با دو نفر از همکاران نشسته بودیم که خبر بدی به ما رسید. شدت احساسات هر یک از ما نسبت به آن خبر متفاوت بود. مهمتر آنکه هر یک از ما، احساسش را با کلمه متفاوتی بیان می کرد. من می گفتم ( خشمگینم ) دومی می گفت ( آزرده ام ) و سومی اظهار می کرد ( ناراحتم ) . یادم هست که کلمه ( ناراحت )  برای بیان چنین وضعیتی، در نظر من بسیار احمقانه جلوه می کرد! من ناراحت نبودم و جالب اینکه چنین احساسی داشتم و نه برای بیان آن از چنان کلمه ای استفاده می کردم.

    اگر نوع کلماتی و قدرت کلماتی را که به کار می بریم، تغییر دهیم، آیا در الگوی رفتاری و عاطفی ما نیز ایجاد تغییر می شود؟

    پس از آن جلسه، با خودم عهد کردم که به مدت ۱۰ روز، هر گاه از جا در رفتم، به جای کلمات خشم و عصبانیت از کلمات آرزدگی و ناراحتی استفاده کنم. نتیجه برایم تعجب آور بود. فقط با تغییر کلمه ای که عادتاً به کار می بردم شدت احساس منفی من کاهش یافت. گفتن این جمله که ( این موضوع مرا می رنجاند) به کلی الگوی قبلی مرا در هم ریخت. به زودی از کلمات دیگری هم استفاده کردم، مثلاً ( دارید خلق مرا تنگ می کنید) در نظر بگیرید که از دست کسی عصبانی هستید و در حالی که قیافه بی تفاوتی گرفته اید به او این جمله را می گوئید.

    یکی از کلماتی را که به طور معمول برای بیان احساسات منفی خود به کار می برید انتخاب کنید، آنگاه کلمه دیگری را به جای آن بگذارید که الگوی قبلی را در هم بریزد و یا دست کم شدت احساس را کم کند.

    هنگامی که برای بیان حالتی از کلمات تازه و غیر معمول استفاده می کنید بر چسب تازه ای به آن حالت می زنید. مثل آنکه دکمه حیاتی دیگری را فشار داده باشید. نه فقط از نظر عقلانی، بلکه از نظر عاطفی و احساسی دگرگون می شوید.

    کلمات و نیروی کلمات ، دستگاه هایی را در بدن ما به کار می اندازند.

    اگر در این مورد شک دارید، در نظر بگیرید که کسی به شما ناسزایی بگوید. در این صورت نه فقط از نظر فکری، بلکه به احتمال زیاد از نظر جسمی نیز تغییراتی در فیزیولوژی بدن شما ایجاد می شود.

    ما کلماتی را که بلافاصله موجب تغییر عواطف و یا کاهش و افزایش شدت احساسات می شوند، ( نیروی کلمات دگرگون کننده ) می نامیم.

    لغاتی را که عادتاً به کار می برید و دائماً از آن ها برای بیان عواطف و احساسات خود استفاده می کنید، تغییر دهید تا بلافاصله نحوه و قدرت تفکر ، احساسات زندگیتان عوض شود. این یکی از ساده ترین و در عین حال نیرومندترین ابزارهایی است که زندگی هر کسی را در یک لحظه دگرگون می کند.

    بیشتر ما کلماتی را طبق معمول برای بیان تجارب زندگی خود به کار می بریم، ناآگاهانه انتخاب می کنیم. غالباً برای تشریح عواطف خود از کلماتی استفاده می کنیم، بدون آنکه فکر کنیم این کلمات ممکن است چه اثری بر ما یا دیگران داشته باشند. این کلمات و نیروی کلمات بخشی از مجموعه عادتی ما هستند و عملاً احساسی را که نسبت به زندگی خود داریم شکل می دهند.

    به عنوان مثال بسیاری از مردم از کلماتی نظیر ( خفت ) یا ( افسردگی ) برای بیان تقریباً هر نوع تجربه ناخوشایند استفاده می کنند. اگر چیزی بگوئید که خوششان نیاید ( خفیف یا افسرده ) می شوند. اگر نظرشان را بپرسید، باز هم خفیف و افسرده می شوند. هر چیزی آن ها را خفیف و افسرده می کند، زیرا از برچسب این کلمات تقریباً برای هر تجربه ای استفاده می کنند. سعی کنید لغاتی را که برای بیان عواطف خود به کار می برید گسترده تر کنید تا اینکه کلماتتان آن حالات عاطفی و احساسی را که انتظار دارید، در دیگران به وجود آورد.

    اهمیت زبان و قدرت کلمات در زندگی برای درک از زندگی چه اندازه است؟

    این موضوع، مطلقاً اساسی است. کلماتی را که به تجارب خود نسبت می دهیم، به سادگی به صورت تجارب ما در می آیند.

    مارک تواین زمانی گفته بود ( کلمه مناسب عامل بسیار نیرومندی است. هرگاه کلمه مناسبی را به کار می بریم، هم جسم و هم در روح اثر می گذارد و آدم را مثل برق از جا می پراند )

    چه کلماتی ( نیروی کلمات ) تأثیر نیرومندی بر شما دارند؟ کلمات نوازشگر؟ تحسین آمیز؟ اعجاب آور؟ اغراق آمیز؟

    بیشتر مردم بیش از چندهزار کلمه بلد نیستند. اگر در نظر بگیرید زبان انگلیسی که از نظر تعداد لغت غنی ترین زبان های دنیاست بین ۵۰۰ تا ۷۵۰ هزار لغت دارد، متوجه می شوید که ما به طور معمول بیش از دو درصد کلمات زبان خود را به کار نمی بریم! بدتر آنکه خیلی ها برای بیان عواطف همیشگی خود از ۱۰، ۱۵ و حداکثر بیست کلمه بیشتر استفاده نمی کنند که از آن میان نیمی از آن ها نیز منفی هستند.

    شما برای بیان احساس خود ( چه برای خود و چه برای دیگران ) به طور معمول از چند لغت استفاده می کنید؟ چند کلمه را هم اکنون می توانید بر روی کاغذ بیاورید؟ قدرت کلمات استفاده شده برای شما چقدر اهمیت دارد؟

    آیا اگر بخواهید در برابر جمعی سخن بگویید عصبی می شوید؟ آیا دل پیچه می گیرید؟ تنفستان تند می شود؟ ضربان قلبتان بالا می رود؟ دستتان می لرزد؟ این احساسات سال ها زندگی تعدادی از افراد را مختل کرد. اما کسان دیگری یاد گرفته اند که چگونه از این احساسات به سود خود استفاده کنند. مثلاً بروس اسپرینگستین، این احساسات جسمی را هیجان می نامد و آن ها را برای ایجاد حالت آمادگی، طبیعی و مثبت می شمارد. این احساسات به او یادآور می شود که هم اکنون باید برنامه بسیار جالبی را برای هزاران نفر اجرا کند. از نطر او بالا رفتن ضربان قلب دشمن انسان نیست، بلکه حامی اوست.

    این بار که در مرکز توجه جمعی قرار گرفتید و میزان آدرنالین خونتان بالا رفت، نام آن را هیجان بگذارید نه ترس.

    وقتی برچسب خاصی به چیزی زدیم، نسبت به آن احساس خاصی هم پیدا می کنیم. این موضوع خصوصاً در مورد بیماری ها صادق است. تحقیقات نشان داده است که کلمات سرطان و سکته قلبی غالباً بیماران را وحشت زده می کند و آن ها چنان بیچاره و افسرده می شوند که عملاً سیستم دفاعی بدنشان دچار اختلال می گردد. بر عکس معلوم شده است که اگر بیماران، افسردگی ناشی از بعضی برچسب ها را از خود دور کنند و بدانند که جسم آنان برای بهبود به چه کارهایی نیاز دارد، سیستم دفاعی آنان غالباً فعال می شود.

    دکتر نورمان کازینز هنگام بحث درباره ( نیروی کلمات دگرگون کننده ) گفته است: کلمات می توانند موجب بیماری یا مرگ شوند. لذا پزشکان عاقل در گفتگوی با بیماران باید بسیار دقیق باشند.

    برای بیان سلامتی جسمانی خود کلمات را با دقت انتخاب کنید. قدرت کلمات را دستکم نگیرید.

    کسانی که از کلمات ضعیف استفاده می کنند، زندگی عاطفیشان هم ضعیف است و کسانی که ذخیره لغاتشان غنی است، جعبه رنگی در اختیار دارند که تجاربشان را نه فقط برای دیگران، بلکه برای خودشان هم رنگین تر جلوه می دهد.

    امروز چگونه می توانید رنگ هایی به ( جعبه رنگ عاطفی ) خود بیفزایید؟ چه کلمات مثبت و روحیه سازی می توانید به کلمات عادتی اضافه کنید. اگر مرتباً از این کلمات استفاده کنید زندگی شما تا چه حد شیرین تر می شود.

    آیا کسانی را می شناسید که بیش از حد خوشبخت بوده و زندگی پرشوری داشته باشند؟ این اشخاص برای تجارب زندگی خود غالباً از چه کلماتی استفاده می کنند که بتوانید آن ها را سرمشق قرار دهید و در نتیجه بعضی از الگوهای عاطفی مثبت آنان را تجربه کنید.

    آیا زمان آن فرا نرسیده است که از کلمات و نیروی کلمات دگرگون کننده به جای کلمات تضعیف کننده عادتی استفاده کنید و روحیه بهتری پیدا نمایید؟

    تمرین زیر را انجام دهید:

    ۱- سه کلمه را که در هنگام ناراحتی معمولاً از آن ها استفاده می کنید، بنویسید.

    ۲- خود را در حالتی شاد و سرحال قرار دهید. در ذهن خود کلمات تازه ای را پیدا کنید که الگوی قبلی را در هم بریزد و یا لااقل شدت احساس را کم کند. مانعی ندارد که از کلمات احمقانه، غیر عادی، یا نامناسب که روحیه منفی را برطرف و شادی و خنده را جایگزین آن می کند، استفاده کنید. یکی از دلایلی که من به جای ( خشم ) از کلمات (ناراحتی) یا ( خلق تنگ ) استفاده می کنم، این است که این کلمات به نظرم مسخره می آیند. هر ئقت اصطلاح ( خلق تنگ ) را به کار می برم، نمی توانم از خنده خودداری کنم.

    شدت احساسات منفی را می توان با افزودن کلماتی به کلمات اصلی کاهش داد.علاوه بر جایگزین کردن کلمه ( خشم ) با ( رنجش ) یا ( ناراحتی ) می توانیم از این عبارات نیز استفاده کنیم: دارد کمی خلقم تنگ می شود. ) یا ( مختصری احساس رنجش می کنم .) یا ( گویا اوضاع اندکی نامناسب است . )

    با فرزندان خود به چه زبانی سخن می گویید؟ آیا از قدرت کلمات که به آن ها می گویید اطلاع دارید؟

    غالباً متوجه نیستیم که کلمات ما چه اثری بر آنان می گذارد. به جای اینکه به آن ها بگوییم ( دست و پا چلفتی! ) یا ( چرا سکت نمی شوی؟ که این کلمات باعث می شود که کودک، خود را بی ارزش بپندارد، سعی کنید برای تغییر حالت او از لحن نیمه جدی استفاد کنید. مثلاً می توانید بگویید ( اگر به این کار ادامه دهی، کم کم ناراحت می شوم ) و در موقع گفتن این جمله لبخند بزنید. چیزی بگوئید که نه فقط توجه کودک، بلکه توجه خودتان را به طرز سخن گفتن و یا رفتار مناسب تر جلب کند. سپس به دنبال آن پیشنهادی از این قبیل بدهید. ( مثلاً بگویید عزیزم اگر این کار را اینطور انجام دهی فکر می کنم بهتر به نتیجه برسی. )

    برای اینکه کلمات دگرگون کننده را در گفتگوهای خود به کار ببرید، می توانید از اهرم های روانی زیر استفاده کنید.

    ۱- با سه نفر از دوستان خود قرار بگذارید که به جای بعضی از کلمات و عبارات عادتی از کلمات و عبارات تازه ای استفاده کنید.

    ۲- رفتار خود را به مدت ۱۰ روز زیر نظر بگیرید. هر گاه متوجه شدید که از کلمات قدیمی استفاده می کنید، بلافاصله با کلمات تازه ای الگوی خود را در هم بریزید و اگر متوجه شدید که به طور غیر ارادی از کلمات تازه استفاده کرده اید، بلافاصله به خود پاداش دهید.

    ۳- برای اصلاح رفتارتان از دوستانتان کمک بگیرید تا هر وقت متوجه شدند از کلمات قدیمی استفاده می کنید به شما تذکر دهند. ( مثلاً عصبانی شده ای یا کمی آزرده ) ( مأیوس شده ای یا مأنوس )

    آیا همیشه باید شدت عواطف منفی را کم کنیم؟ البته خیر؛ همه عواطف بشری در جای خود لازمند. مثلاً گاهی ممکن است کسی برای ایجاد تغییر ، نیازی داشته باشد که احساس خشم کند، اما سخن ما این است که برای انجام هر عملی فوراً از عواطف منفی و احساسات شدید به صورت غیر لازم و نامناسب استفاده نکنیم. هدف این است که آگاهانه شرایطی را فراهم آوریم که کمتر احساس رنج و بیشتر احساس لذت نماییم.

    استفاده از کلمات دگرگون کننده نه تنها به رفع الگوهای رنج کمک می کند، بلکه می تواند میزان لذت را نیز افزایش دهد. 

    با تمرین زیر بر شدت عواطف مثبت خود بیفزایید.

    ۱- سه کلمه یا عبارت را که معمولاً برای بیان احساسات مثبت خود به کار می برید روی کاغذ بنویسید. آیا این کلمات بقدر کافی نشاط آور هستند؟

    ۲- سه کلمه یا عبارت تازه را که کاملاً شادیبخش باشند، انتخاب کنید.

    ۳- از دوستان خود کمک بگیرید تا همیشه به جای کلمات قبلی از کلمات تازه و قوی تر استفاده کنید. ( مثلاً، مایل هستی یا بسیار علاقه مند؟ ) ( راضی هستی یا مشتاق ) اگر در ده روز آینده از اهرم روانی استفاده کنید، کم کم عادت می کنید که این کلمات را به شکل مؤثر به کار ببرید.

    نه فقط کلمات، تأثیری نیرومند بر عواطف ما دارند بلکه مجموعه های خاصی از لغات ( که آن ها را به عنوان تمثیل به کار می بریم. ) تأثیری خارق العاده و دگرگون کننده دارند. این قدرت کلمات دگرگون کننده را نشان می دهد.

    مثلاً ممکن است بگویید ( از دست فلانی عصبانی هستم.) یا بگویید ( فلانی از پشت به من خنجر زد. ) کدام یک از این دو بیان قوی تر است؟ مسلم است که احساس خنجری که از پشت بزنند، اثری عمیق دارد.

    هنگام استفاده از تمثیل، عین واقعه را شرح نمی دهیم، بلکه آن را به چیز دیگر تشبیه می کنیم. معمولاً تمثیل های ما ( که القا دهنده نیروی کلمات دگرگون کننده هستند) بسیار قوی تر از واقعیت هستند. فلانی واقعاً چه کرده است؟ ممکن است پیمان شکنی کرده باشد، اما پیمان شکنی با اینکه از پشت به کسی خنجر بزنند تفاوت بسیار دارد.

    شما برای تجارب دردناک یا ناراحت کننده از چه تمثیل هایی استفاده می کنید؟

    یادگیری یعنی اینکه بین چیزی که قبلاً درک کرده اید و چیزی که تازه است می خواهید رابطه ایجاد کنید. برای این کار می توان از تمثیل استفاده کرد.

    تمثیل می تواند بلافاصله تاریکی و سوء تفاهم را برطرف کند و مطلب را روشن و واضح سازد.

    این بار که با شنیدن مطلبی گیج شدید، بپرسید ( مثلاً چی؟ آیا ممکن است مثالی بزنی؟ )

    ما برای بیان جنبه های گوناگون زندگی دائماً از تمثیل استفاده می کنیم، هر چند که ممکن است متوجه این موضوع نباشیم. تمثیل، چهار چوب زندگی ما را تشکیل می دهد. مثلاً اگر از شما بپرسم ( زندگی چیست؟ آن را به چه تشبیه می کنید؟ ) ممکن است کسی بگوید زندگی نبرد است و کس دیگر آن را بازی یا آزمون بنامد. این تمثیل ها را تمثیل های کلی می نامیم زیرا که به طور همزمان بر جنبه های گوناگون زندگی اثر می گذارند.

    اگر با این دیدگاه که ( زندگی نبرد است ) به زندگی نگاه کنید آن را چگونه خواهید دید؟ زندگی دشوار است؛ ممکن است شکست بخوریم. اگر زندگی را بازی بدانیم چه؟ می تواند مایه تفریح باشد. اگر آن را موسیقی بدانیم چه؟ می تواند ضرباهنگی در آن باشد.

    استفاده از کدام تمثیل صحیح است؟ احتمالاً همه تمثیل ها که القا دهنده نیروی کلمات دگرگون کننده هستند در جای خود مفیدند.

    گاهی لازم است که زندگی را بازی بدانیم تا در نظرمان شادی بخش جلوه کند. گاهی لازم است که زندگی را سفری مقدس بشماریم تا اینکه قدر نعمت هایی که داریم مثلاً دوستان، خویشان و یا فرصت های زندگی را بدانیم. گاهی خوب است که زندگی را به صورت آزمونی در نظر آوریم و از این تمثیل خصوصاً در هنگامی که با مصیبتی مواجه می شویم و هیچ معنای مثبتی در آن پیدا نمی کنیم، استفاده کنیم. هر یک از این تمثیل ها را که انتخاب کنیذ، بی اختیار نحوه تفکر، احساس واکنشتان نسبت به وقایع، تفاوت می کند.

    برای تعریف زندگی از چه تمثیل های مثبت دیگری می توانید استفاده کنید که بیانگر معنای واقعی آن باشند؟ نیروی کلمات آن ها را روی کاغذ بنویسید.

    مقابله با مشکلات زندگی از نطر شما ممکن است ( بالا رفتن از نردبان موفقیت ) باشد یا اینکه ( تلاش کنید تا سر خود را بیرون از آب نگه دارید. ) مسلماً اگر از اصطلاح ( پرواز کردن ) به جای (سینه خیز ) رفتن استفاده کنید، تصور دیگری از زمان خواهید داشت. برای بیان کارهای روزمره خود از چه تمثیل هایی استفاده می کنید؟ این تمثیل ها چه احساسی را در شما به وجود می آورد؟ چه تمثیل های تازه ای را می توانید به کار بگیرید تا زندگی شیرین تر شود؟

    تمثیل می تواند در انسان ایجاد امید کند. پس با نیروی کلمات و قدرت کلمات در زندگی، امید را هر چه بیشتر در خود زنده کنید.

    موقعی که اوضاع بر وفق مراد نیست، اغلب اشخاص فکر می کنند ( همیشه به همین منوال خواهد بود. ) اما شاید بتوانید از تمثیل بهتری هم استفاده کنید. مثلاً ( زندگی هم دارای فصل هایی است و من اکنون در فصل زمستانم. ) در ضمن یادمان باشد که در زمستان بعضی ها یخ می زنند و بعضی دیگر اسکی بازی می کنند! به علاوه در پس هر زمستانی بهاری است! همچنان که در پی هر روزی، شبی است. خورشید طلوع می کند و می توان دانه های تازه ای کاشت. آن گاه تابستان و سپس پائیز و فصل برداشت فرا می رسد. گاهی کارها دقیقاً طبق برنامه پیش نمی رود، اما اگر یقین کنید که فصل ها جای خود را به یکدیگر می دهند متوجه می شوید که در درازمدت نوبت برداشتن محصول هم خواهد رسید.

    اگر احساس می کنید که چیزی ( شما را به عقب وامی دارد. ) یا ( دیواری ) راه پیشرفتتان را سد کرده است، ببینید از چه تمثیل هایی استفاده می کنید. این تمثیل ها باعث می شود که نتوانید از منابع و امکانات خود برای حل مشکلات بهره مند شوید. مبارزه کردن با دیوار و یا شیئی نامرئی که شما را عقب نگه می دارد، دشوار است. از آنجا که خود شما این تمثیل را انتخاب کرده اید، خودتان هم می توانید به آسانی آن را عوض کنید.

    اگر حس می کنید که ( مشت به دیوار می کوبید ) چرا بجای مشت زدن دیوار را با مته سوراخ نمی کنید؟ یا از آن بالا نمی روید؟ یا از زیر آن سوراخی نمی زنید؟ یا در راه باز نمی کنید تا از آن عبور کنید؟ و یا آن را به صورت پلکانی سنگی در نظر نمی آورید؟

    تغییر تمثیل ها شیوه مقابله شما را با هر مشکلی تغییر می دهد. در اینجا نیروی کلمات دگرگون کننده روش مقابله شما را تعیین می کند.

    برای اینکه نیروی پشتکار را به خود یادآور شوید به تمثیل سنگتراش توجه کنید. چگونه وی سنگ به آن بزرگی را می شکند و به آن شکل می دهد. او هر سنگ سختی را با تیشه می تراشد. ضربه اول حتی خراشی جزئی هم بر سنگ وارد نمی کند، اما او پشت سرهم صدها و یا هزاران بار ضربه می زند. حتی در مواقعی که حرکات او بیهوده به نظر می رسند دست از تلاش برنمی دارد، زیرا می داند که اگر کسی فوراً به نتیجه نرسد معنی اش این نیست که پیشرفت نمی کند. پس او از زدن ضربه دست نمی کشد. زمانی فرا می رسد که سنگ دو نیم می شود. آیا فقط ضربه آخر مؤثر بوده است؟ البته خیر، تلاش مستمر او نتیجه داده است.

    آیا می توانید از این تمثیل در زندگی خود استفاده کنید و بر تلاش و پشتکار خود بیفزایید.

    تغییر هر یک از تمثیل های کلی می تواند بلافاصله نظر کلی شما را نسبت به زندگی عوض کند.

    دوستی تعریف می کرد که در یکی از سمینارهایش خانمی حضور داشت که مرتباً از هر چیزی ایراد می گرفت . مثلاً هوای اتاق خیلی گرم بود، بعد خیلی سرد می شد، قد نفر جلویی خیلی بلند بود و امثال این ها. بسیاری از شرکت کنندگان او را مایه ی دردسر می دانستند، اما دوست من که می دونست هر رفتاری نتیجه اعتقادی است، سعی کرد اون عقیده یا تمثیل رو که همه رو ناراحت کرده بود پیدا کنه. بالأخره اونو کشف کرد. ( ترک های کوچک، کشتی را غرق می کنند.) اگر شما هم معتقد بودید هر اشکال کوچکی ممکن است کشتی تان را غرق کند، آیا غیر از این، عمل می کردید؟ دوست ما تمثیل کلی تازه ای را به او یاد داد و رفتار او عوض شد و کلاس آرام گرفت. آیا شما هم به تمثیلی عقیده دارید که باعث غرق کشتی تان شود؟

    غالباً تمثیلی که در یک زمینه ( مثلاً شغل ) از آن استفاده می کنیم برای زمینه دیگر ( مثلاً روابط ) مناسب نیست.

    مردی را می شناختم که از نظر عاطفی بقدری سرد و منزوی بود که خانواده اش هیچ نوع ارتباطی را با او احساس نمی کردند. او هرگز احساس واقعی خود را بروز نمی داد و همیشه آن ها را راهنمایی می کرد. شغل او مأمور مراقبت برج کنترل هواپیما بود! این شغل مستلزم آن بود که همیشه خونسرد و بی احساس بماند و حتی در موقع بروز خطر خونسردی خود را حفظ کند تا خلبانان دستپاچه نشوند. او عادت داشت که مرتباً آن ها را هدایت کند. گرچه این طرز فکر برای اداره آن شغل ضروری بود، اما مسلماً در خانواده نمی توانست کاربرد داشته باشد. آیا به تمثیل هایی اعتقاد دارید که لازم باشد در مواردی آن ها را با تمثیل دیگر عوض کنید؟ آیا با استفاده از این اطلاعات می توانید به یکی از دوستان خود کمک کنید؟

    به کمک این تمرین تمثیل های خود را کشف کنید و بر آن ها مسلط شوید.

    ۱- چند تمثیل را که در مورد زندگی دارید بنویسید. آن ها را بررسی کنید و بپرسید ( اگر زندگی چنین باشد در برابر آن چه احساسی خواهم داشت؟ ) این تمثیل دارای چه محاسن و معایبی است.

    ۲- تمثیل هایی که در مورد یکی دو جنبه مهم زندگی ( مثلاً روابط یا شغل ) دارید را بنویسید. آیا این تمثیل ها نیروبخشند یا تضعیف کننده؟ آگاه شدن از این تمثیل به تنهایی ممکن است باعث تغییر آنها شود.

    ۳- برای زندگی و هر یک از جنبه های آن که برایتان مهم است تمثیلی تازه بیاورید.

    ۴- تصمیم بگیرید که در یک ماه آینده براساس این تمثیل های تازه زندگی کنید. مثلاً مرتباً به خود یادآور شوید که شغل یعنی … گاهی تمثیل، بهترین راه کمک به اشخاص است. گاهی اوقات کافی است که به خدا اعتماد کنیم، زیرا اوست که می داند چه موقع ما باید به پروانه مبدل شویم.

    4 دیدگاه برای “نیروی کلمات – قدرت کلمات در زندگی”
    1. متن جالب و پرکاربردی بود

    2. مطلب خیلی جالب و آموزنده ای بود. موفق باشید.

    3. خوب بود اما کاش بتونیم این راه حل ها رو عملی کنیم

      • دوست عزیز سلام
        همه می تونن با پشتکار و همت، راهکارها رو عملیاتی کنند. موفق باشید.

    ثبت دیدگاه

      • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
      • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.

    برو بالا